سرویس جهان مشرق - در بحبوحه جنگی که حالا ماههاست منطقه غرب آسیا و جهان را درگیر خود کرده، یکی از بلندپروازانهترین پروژههای نظامی رژیم صهیونیستی در یک آزمون واقعی و نفسگیر قرار گرفت و نتیجه، چیزی جز سرافکندگی برای تلآویو نبود.
سامانه پدافند لیزری «پرتو آهنین» که با هیاهوی تبلیغاتی بسیار به عنوان نسل بعدی دفاع هوایی و راهحلی ارزان و تمامنشدنی در برابر راکتها و پهپادها معرفی شده بود، در مواجهه با حملات ترکیبی و هوشمندانه ایران و حزبالله، عملاً یا غایب بود یا ناکارآمد.
این ضعف حالا دیگر فقط یک تحلیل فنی از سوی ناظران خارجی نیست؛ صدای اعتراض و یأس از درون ساختار نظامی خود رژیم صهیونیستی نیز به گوش میرسد. اظهارنظر صریح و تکاندهنده «شاخار شوخت»، فرمانده سابق پدافند هوایی رژیم صهیونیستی، که «پرتو آهنین» را «اسباببازی ناکارآمد» خواند، تنها نوک کوه یخ بحرانی عمیقتر در دکترین دفاعی این رژیم است. این گزارش به واکاوی دلایل این شکست و پیامدهای راهبردی آن میپردازد.

داستان «پرتو آهنین» از یک رؤیای فناورانه آغاز شد؛ سیستمی مبتنی بر لیزر پرتوان ۱۰۰ کیلوواتی که میتوانست با شلیک پرتوهای نامرئی و با هزینهای که در تبلیغات رسمی «به اندازه روشن کردن یک لامپ» توصیف میشد، پهپادها، موشکها و خمپارهها را در آسمان ذوب کند.
وزارت جنگ رژیم صهیونیستی وعده داده بود که این سامانه، حلقه مفقوده دفاع چندلایه این رژیم خواهد بود و شکافهای مرگبار پدافند هوایی را در برابر تهدیدات کوتاهبرد و انبوه خواهد بست. در دسامبر ۲۰۲۵، با آبوتاب از عملیاتی شدن آن خبر داده شد.
اما با شعلهور شدن آتش جنگ و آغاز حملات تلافیجویانه و بیسابقه ایران در جنگ رمضان و همچنین حملات پیچیده و ترکیبی حزبالله، این «قاتل موشک، راکت و پهپادها» به طرز عجیبی در میدان نبرد غایب بود. سکوت سخنگوی ارتش رژیم متجاوز صهیونیستی در برابر پرسشهای مکرر درباره عملکرد این سامانه، خود گویاترین اعتراف به شکست آن بود.
چرا یک «اسباببازی» گرانقیمت در میدان واقعی ناکام ماند؟
برای درک چرایی این ناکامی، باید به ذات طراحی «پرتو آهنین» و ماهیت تهدیداتی که با آن روبرو شد، نگاهی دقیق انداخت. اولین و مهمترین نقطه ضعف، ناتوانی ذاتی این سامانه در برابر موشکهای بالستیک است. لیزر ۱۰۰ کیلوواتی «پرتو آهنین» برخلاف سامانههای «پیکان ۲ و ۳»، هرگز برای رهگیری موشکهایی که با سرعت مافوق صوت از لایههای فوقانی جو وارد میشوند، طراحی نشده بود. این سامانه صرفاً برای شکار اهداف سبک، کند و در ارتفاع پایین مانند پهپادهای انتحاری کوچک، راکتهای توپخانهای و خمپارهها ساخته شده بود.
بنابراین، در برابر باران موشکهای بالستیک هایپرسونیک «فتاح» ایران یا موشکهای نقطهزن «فتح» حزبالله، «پرتو آهنین» از اساس یک عنصر بلااستفاده و نامربوط بود. بهقول خود فرمانده سابق پدافند هوایی رژیم صهیونیستی، «در برابر تهدیدات واقعی ایران، اصلاً اشاره به آن بیفایده است».

دومین ضعف مهلک، آسیبپذیری شدید آن در برابر تاکتیک «حمله اشباع» بود؛ همان استراتژی نظامی که به امضای اصلی محور مقاومت در این جنگ تبدیل شده است. سامانههای لیزری، برخلاف سامانههای موشکی که میتوانند چندین موشک رهگیر را به طور همزمان به سوی اهداف مختلف شلیک کنند، نیازمند تمرکز پرتو بر روی یک نقطه مشخص از هدف برای چند ثانیه حیاتی هستند.
این فرآیند زمانبر، «پرتو آهنین» را در برابر موجهای متعدد پهپادهای انتحاری، راکتها و حتی گلولههای خمپاره که در عملیاتهای ترکیبی به پرواز درمیآیند، کاملاً فلج میکرد. در حالی که یک آتشبار گنبد آهنین میتواند با دهها هدف به طور همزمان درگیر شود، «پرتو آهنین» محکوم به نبرد تکبهتک بود و این یعنی شکست قطعی در برابر یک حمله انبوه.
ژنرال ران کوخاو، از دیگر فرماندهان سابق پدافند هوایی رژیم صهیونیستی، پرده از سومین ضعف بزرگ این سامانه برداشت: حساسیت فوقالعاده به شرایط جوی. پرتو لیزر برای آنکه بتواند انرژی لازم برای ذوب کردن بدنه یک پهپاد را منتقل کند، به مسیری کاملاً عاری از ذرات معلق نیاز دارد. مه غلیظ صبحگاهی، طوفانهای شن و گرد و غبار که در غرب آسیا پدیدهای عادی است، یا حتی یک ابر ساده در ارتفاع پایین، میتواند پرتو را پخش کرده و انرژی آن را چنان کاهش دهد که عملاً بیاثر شود. این یعنی قابلیت اطمینان عملیاتی «پرتو آهنین» در شرایط جنگی واقعی، به شدت پایین و غیرقابل پیشبینی است؛ عاملی که آن را از یک سلاح قابل اتکا به یک قمار پرهزینه تبدیل میکند.
در نهایت، شکاف عمیق میان رؤیاپردازی تبلیغاتی و واقعیتهای لجستیکی و مالی را نمیتوان نادیده گرفت. اگرچه شعار «شلیک به قیمت یک لامپ» برای یک لیزر منفرد جذاب است، اما هزینه تحقیق، توسعه و ساخت هر واحد عملیاتی از «پرتو آهنین» دهها میلیون دلار برآورد میشود.

برای ایجاد یک سپر دفاعی قابل اتکا در برابر مرزهای شمالی و جنوبی، رژیم صهیونیستی نیازمند استقرار دهها، اگر نگوییم صدها، دستگاه از این سامانه است. بودجهای که برای این کار نیاز است، در شرایط جنگ فرسایشی و فشارهای اقتصادی بیسابقه، عملاً یک رؤیای دستنیافتنی محسوب میشود. آنچه در میدان نبرد دیده شد، تعداد انگشتشماری از این سامانه بود که تأثیر آنها در بهترین حالت، «ناچیز» توصیف شده است.
فرسایش سپر دفاعی و پیامدهای راهبردی یک شکست
ناکامی «پرتو آهنین» یک شکست فنی مجزا نیست، بلکه پاشنه آشیل دکترین دفاعی چندلایه رژیم صهیونیستی را به شکلی بیسابقه نمایان کرد. در این دکترین، «گنبد آهنین» مسئول مقابله با راکتهای کوتاهبرد، «فلاخن داوود» مسئول موشکهای میانبرد و سامانههای «پیکان» مسئول تهدیدات بالستیک دوربرد هستند.
«پرتو آهنین» قرار بود مانند یک چسب، شکافهای این لایهها را بپوشاند و بهویژه بار اقتصادی و عملیاتی مقابله با پهپادهای ارزانقیمت و راکتهای سبک را از دوش گنبد آهنین بردارد. شکست آن در عمل به این معنا بود که بار دفاع دوباره به طور کامل بر دوش سامانههای موشکی گرانقیمت و محدود افتاد و نرخ موفقیت رهگیری به طور محسوسی کاهش یافت.
تحلیلهای امنیتی درون ارتش رژیم صهیونیستی نشان میدهد که نرخ شکست پدافند هوایی در رهگیری موشکهای ایرانی در جریان جنگ رمضان نسبت به دفعات قبل به میزان قابل توجهی افزایش یافته است. این به معنای افزایش چشمگیر تعداد کلاهکهایی است که به اهداف خود اصابت کرده و آسیبپذیری راهبردی رژیم صهیونیستی را از یک فرضیه به یک واقعیت عینی تبدیل کردند.
تحلیلگران صهیونیستی و اندیشکدههای امنیتی اسرائیل اذعان کردهاند که رویارویی با موشکهای ایرانی دیگر برای اسرائیل «به یک رؤیا» تبدیل شده است. این نبرد ثابت کرد که ارتش رژیم صهیونیستی برای مقابله مؤثر با نسل جدید موشکهای بالستیک ایران، حداقل به «۵ تا ۱۰ سال» زمان نیاز دارد.
دیگر پیام ویرانکننده این نبرد، آشکار شدن این حقیقت بود که سرعت پیشرفت در فناوری تهاجمیِ موشکی و پهپادی ایران و حزبالله، به مراتب از سرعت توسعه پادزهرهای لیزری دفاعی اسرائیل پیشی گرفته است. تحلیلگران اسرائیلی خود اذعان کردهاند که «پیشرفت فناورانه (تهاجمی دشمن) سریعتر از توسعه لیزر است».
در پایان، آنچه در آسمان جنگ رخ داد، صرفاً شکست یک سامانه نظامی نبود. «پرتو آهنین» که نمادی از هیمنه فناورانه و برتری امنیتی اسرائیل به شمار میرفت، در برابر استراتژیهای هوشمندانه، انعطافپذیر و ترکیبی محور مقاومت به زانو درآمد.

برچسب «اسباببازی ناکارآمد» که از سوی فرماندهان پیشین خود اسرائیل به آن زده شد، نه یک نقد فنی گذرا، که بیانیه پایانی برای یک رؤیای نظامی پرهزینه بود؛ رؤیایی که نتوانست از مرحله آزمایشگاه و فیلمهای تبلیغاتی، گام به میدان واقعی نبرد بگذارد. این ناکامی، هشداری راهبردی برای تلآویو است: در نبرد نامتقارن آینده، دیگر هیچ سپر جادویی وجود ندارد و شکاف میان تصورات و واقعیتهای میدان، هر روز عمیقتر میشود.





۰۸:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۸